تبليغاتX
یک آسمان عشق برای تو

یک آسمان عشق برای تو

این وبلاگ برای درج گاه نوشتهای من برای توست
به نام خدا

به نا م خدای مهربان وخدای عشق

زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟

 

 

عشق و عشق  واژه ایی دوست داشتنی و زیبا که برایم گاهی اوقات غریبه است و گاهی اوقات برایم آشنا نمیدانم معنی این کلمه چه دارد که من تو را با این اسم میشناسم  ، پروردگارم با این واژه احساس میکنم دوستت دارم.

و عشق واژه اتصال من با توست.

خدایا عشق چیست ؟ به من بیاموز ، بیاموز دوست داشته باشم بیاموز در قدمگاه عشاقان تو باشم .ای جواب پرسش بی پاسخم ،عشق را آیا نشانم میدهی؟

 

 

 

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز / می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم
+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت7:59توسط سیاه گیسو |
اجازه هست؟
اجـــــــــــــــــازه هست؟
اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم؟

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

اجازه هست مردم شهر،قصه ی مارو بدونن؟

اسم منو،عشق تورو،توی کتابا بخونن؟

اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشمامو قربونی کنم؟

اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات؟

روزی هزارو صد دفه،بگم که می میرم برات؟

اجازه می دی که بگم حرف ترانه هام تویی؟

دلیل زنده بودنم،درد بهانه هام تویی؟

اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی؟

ستارتم اینو میگه،که تو،تو اقبال منی؟

اجازه هست تا ته مرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهای صورتیم،خودم رو با تو ببینم؟

اجازه هست جار بزنم بگم چقدر دوست دارم؟

بگم می خوام به خاطرت سر به بیابون بذارم؟

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت14:24توسط سیاه گیسو |
دردل با یگانه معبود هستی
سلام بازم سلام اره منم خدایا بنده گنه کارت

سلام میکنم بازم با روی شرمندگی میدونم چقدر دوستم داری میدونم چقدر به فکرمی

نمیدونم نمیدونم دارم به کجا میرم و چیکار میکنم در عین اینکه خیلی دوستت دارم ولی باز شیطون گولم میزنه.

خدایا از دل کوچیک من خبری داری میدونی که این بنده تو تو دلش هیچی نیست فقط وفقط  اینکه ببخشی منو.

میدونم می بخشی ولی دل من پراز حرفه پر از مهربونیهای تو وپر از نادونی من.

خدایا منو ببر به اون جایی که فقط من و تو باشیم فقط من باشم  ویگانه عشقم خدایا عاشقانه حضورت رو احساس میکنم  و میدونم میگی من همه جا هستم اما زمین دیگه جای عشقهای زمینی هست نه عشقای آسمانی.

خدایا منو به خودم وامگذار.عزیزترینم هیچکس مثل تو به حرفام به آرامی گوش نمی ده.

هر وقت نگاه مهربون خودتو به من  میندازی و به حرفهای بی سر وته من گوش میدی احساس آرامش میکنم خدایا این اخساس رو از من نگیر.

دوستت دارم.بنده گنه کارت

 

منو تنها نذار.

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت13:9توسط سیاه گیسو |

زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک!،
اشک سردی همچون مروارید
میدود در جام چشمانش،
میچکد بر خاک،
سادگی در چهره اش پیداست!
گاه یک لبخند
میدمد در اسمان گونه هایش گرم،
می شکوفد در بنا گوشش
غنچه آزرم.
گاه ابر تیره اندوه
بر جبینش میگشد دامن
سر فرو می اورد نا شاد،
چون نهاهی نرمو نازک تن
در گذار باد

زندگی زیباست:
ساده و مغموم،
چون غزالی در کنار چشمه ای،در خلوت جنگل
مانده از دیدار جفت گمشده محروم
دیده اش از انتظاری جاودان لبریز
در بهاری سرد
مرغ زیبایی نشسته شادمان بر شاخه اندوه
سادگی افتاده همچون شبنمی از دیده مهتاب
در سکون حیرتی خاموش
بر عقیق بوته اعجاب
زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک،
زندگی زیباست

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت11:57توسط سیاه گیسو |